تبليغاتX
تنها با تو

مهربون من ، همه جون من

فدای احساس قشنگت

وقتی نگاه می کنی و می گی دوسم داری

بگیر دستامو تو دستت

 

حتی خاطرات تلخ بین ما واسه من خیلی قشنگه

وقتی پیشمی ، نزدیکمی

دلامون با هم یه رنگه!!!

 

نازی نازی ناز گل من

دل بی تو میمیره

تن سردم تازه داره

با تو جون می گیره!

 

Baby ، Baby ناز گل من دل

دل بی تو میمیره

دست سردم توی دستات

تازه داره جون میگیره

 

واسه من واژه ی جدایی شده خیلی بی معنی

من تو رو دوست دارم و تو Baby منی

دیگران نیستن واسم مهم دیگه

من تو رو دارم ، واسه من مهم اینه

 

قول می دم با کسی نرم گردش جایی

چون که تنها تویی که واسم ارزش داری

اخلاقای تو یکی با من همیشه خاصن

شاید واسه اینه که من تو رو همیشه خواستم

 

دیگه اون حمید نیستم من عوض شدم

باید بخاطرت اخلاقمم عوض کنم

باید بخاطرت تو بدیامم تو یک ثانیه خوب شم

من میمیرم اگه ازت یک ثانیه دور شم

 

بذار خاطرخواها، تو رو ببینن کور شن

بذار خاطرخواهات ببیننت بمیرن زودتر

تو دیگه مال منی و من مال تو

چون دیگه شدم ستاره ی شبهای تو

 

نازی نازی ناز گل من

دل بی تو میمیره

تن سردم تازه داره

با تو جون می گیره!

 

Baby ، Baby ناز گل من دل

دل بی تو میمیره

دست سردم توی دستات

تازه داره جون میگیره

 

کاش یکم می فهمیدی که من عاشقتم

می گم همه بدونن که تو واسه ی من

چقدر ارزش داری همیشه با من باش

اگه اهلش باشی پیشتم تا 100 سال

 

اگه عمرم قد داد بازم می مونم بات

عمرا 100سال من بتونم تا

کنار تو بمونم چون از غم و دردا

دیگه دارم میمیرم و دیگه شدم بدحال

 

ببین عزیزم این حلقه امه دستمه

من اگه هر دفعه داد می زنم سرت

دست خودم نیست زیاد شده مشکلا

تو تو سرتری از همه خوشگلا

 

اگه دیدی حلقه ام انگشتم نیست

اینو بدون حتما انگشتر نیست!!!

خیال تو راحت منظور ندارم

کسی رو به جز تو من دوست ندارم

 

گل ناز عاشقم باش

ضدحال نزن بیا مال من باش

از چشات دارم می خونم

می خوای با تو بمونم!

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 12:18 | لینک ثابت |


گل بی گلدون

می گفتی بی تو هیچم با من بمون همیشه

نباشی من می میرم گل بی گلدون نمیشه

چه اشتباهی کردم حرفاتو باور کردم

یه روز سرد پائیز گلدونتو شکستی

مثل عروس گل ها تو گلخونه نشستی

بهار میاد دوباره بازم تو رو میارن

مثل گل زینتی تو گلخونه میکارن

بازم به گلدونت میگی با من بمون همیشه

میگی که بی تو می میرم گل بی گلدون نمیشه

چه اشتباهی می کنه حرفاتو باور می کنه

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 23 تیر1386 ساعت 20:20 | لینک ثابت |


شب من پنجره ای بی فردا روز من قصه تنهایی ها

مانده بر خاک و اسیر ساحل ماهی ام ماهی دور از دریا

 

هیچکس با دل آواره من لحظه ای همدم و همراه نبود

هیچ شهری به من سر گردان در دروازه خود را نگشود

 

کولی ام خسته و سرگردانم ابر دلتنگ پر از بارانم

 

پای من خسته از این رفتن بود قصه ام قصه دل کندن بود

دل به هر کس که سپردم دیدم راهش افسوس جدا ازمن بود

 

صخره ویران نشود از باران گریه هم عقده ما را نگشود

آخر قصه من مثل همه گم شدن در نفس باد نبود

 

روح آواره من بعد از مرگ کولی دربه در صحراهاست

میرود بی خبر از آخر راه همچنان مثل همیشه تنهاست

 

کولی ام خسته و سرگردانم ابر دلتنگ پر از بارانم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 23 تیر1386 ساعت 20:14 | لینک ثابت |


 

منم این خسته دل درمانده               به تو بیگانه پنا ه آورده

منم آن از همه دنیا رانده               در رهت هستی خود گم کرده

از ته کوچه مرا می بینی               می شناسی ام و در می بندی

شاید ای با غم من بیگانه                    بر من از پنجره ای می خندی

با تو حرفی دارم خسته ام بیمارم              جز تو ای دور از من از همه بیزارم

گریه کن گریه نه بر من خنده                    یاد من باش و دل غمگینم

پاکی ام دیدی و رنجم دادی                  من به چشم خودم این می بینم

خوب دیروزی من در بگشا               که بگویم زتو هم دل کندم

خسته از این همه دلتنگی ها           بر تو و مهر و وفا می خندم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 23 تیر1386 ساعت 20:12 | لینک ثابت |


آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد

صدای گریهء بارون توی ناودون نمیاد

اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمیاد

واسهء این دل تنها دیگه مهمون نمیاد

 

نمیاد نمیاد نمیاد تا بدونه

جای خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوست نداره

واسه من گل بیاره

روی موهام بذاره

 

یادمه روزی که آشنا شدیم

روزی که مثل دو غنچه وا شدیم

وقتی اون با بوسه لبهامو می بست

نم بارون رو لبامون می نشست

 

نمیاد نمیاد نمیاد تا بدونه

جای خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوست نداره

 

واسه من گل بیاره

روی موهام بذاره

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 23 تیر1386 ساعت 20:9 | لینک ثابت |


مادر

باغبان هستی:
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.
گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

روز زن و روز مادر رو به همه ی شما عزیزان تبریک عرض میکنم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در چهارشنبه 13 تیر1386 ساعت 17:58 | لینک ثابت |


میان خاطرات شب های همه تلخ از رهایی نوشتم

از غم های غرور از وسعت یک سکوت بی کلام

یک نگاه یک حرف یک غرور یک غروب

در میان تاریکی ها که ار تمام وجود می توان خفت

در میان اشک هایی که یک دریا به وسعت آن خیره مانده

موج های غریبی که بر ساحل احساس می کوبد اما بی کلام

یک نگاه به اوج آسمانی بی تو بی از غرور سرچشمه گرفتم

بی تو از حرف بی دریغ ماندم

از ته یک لیوان خالی که در آن دنیا خالی از پوچی بود

و زمین در وسعتش هیچ نداشت

بر در و دیوار بی شعر و کلام یک زمان بی معنی پوچ

ساعتی خاک خورده و پیر که در آن زمان هیچ رد پایی نداشت

ای حرف های مانده در گلو بگو چه می کنی

 در این دفتر خاک خورده خالی از طلوع

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 10 تیر1386 ساعت 10:21 | لینک ثابت |


آخه تو عزيز قصه هامي
آخه توشعر روي لبامي
آخه جونه تو بسته به جونم
اگه بري ديگه نمي تونم
آخه اسم تو رو كه مي آرم
ميشي همه دار وندارم
از چي مي ترسي تو مهربونم
من كه رو عشق تو موندگارم
.....
يه شب ميون بارون
غرورمو شكستم
كاشكي بهت مي گفتم
چقد تو رو مي خواستم
مي خوام بازم بخونم
تو بارون از نگاهت
با اين كه خيلي خستم
بگذرم از گناهت.....

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 10 تیر1386 ساعت 10:19 | لینک ثابت |



داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی

شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی


آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود

اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود


به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی

دوستت داشتم دوستتم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی


تا توئی تنها بهانه واسه زنده بودنم

من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم


عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره


تو خالق من بعد از خدائی

در خلوت من تنها صدائی


به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی

دوستت داشتم دوستتم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی


رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من

کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من


من فراموش کرده بودم همه روزای خوب و

اومدی آفتابی کردی تن سرد غروب و


عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره


تو خالق من بعد از خدائی

در خلوت من تنها صدائی


به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی

دوستت داشتم دوستتم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 10 تیر1386 ساعت 10:13 | لینک ثابت |


عشقی تو نبضم میزنی،مثل نفس یه خواهشی
تو خواسته ی قلب منی ، دوست دااااارم، سفارشی!

سفارشی عاشقتم سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب  مثل سایه باهاتم
سفارشی به خاطرت بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو  ،دلو آشوب میکنم

سفارشی اگه بگی،جنگل و دریا میکنم
از دل کوه یه پنجره به آسمون وا می کنم
سفارشی هر جا باشی یاد تو مثل بارونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه

سفارشی عاشقتم  سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب ، مثل سایه باهاتم
سفارشی به خاطرت،بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو  ،دلو آشوب میکنم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در پنجشنبه 7 تیر1386 ساعت 19:34 | لینک ثابت |


غنچه خنديد ولي باغ به اين خنده گريست
غنچه آن روز ندانست كه اين گريه ز چيست
!
باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبديل

گريه باغ فزون تر شد و چون ابر گريست

باغبان آمد و يك يك همه ي گلها را چيد

باغ عريان شد و ديدند كه از گل خالي است

باغ پرسيد چه سودي بري از چيدن گل ؟
!
گفت : پ‍‍ژمردگي اش را نتوانم نگريست

من اگر از روي هر شاخه نچينم گل را

چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فاني است

همه محكوم به مرگند چه انسان و چه گياه

اين چنين است همه گاره جهان تا باقي است
!!!
گريه ي باغ از آن بود كه او ميدانست

غنچه گر گل بشود هستي او گردد نيست
!!
رسم تقدير چنين است و چنين خواهد بود

مي رود عمر ولي خنده به لب بايد زيست !!!

نوشته شده توسط مهدی میرچی در پنجشنبه 7 تیر1386 ساعت 19:14 | لینک ثابت |


کی اشکاتو پاک ميکنه

كي اشكاتو پاك ميكنه
شبها كه غصه داري
دست رو موهات كي ميكشه
وقتي منو نداري؟
شونه كي مرهم هق هقت ميشه دوباره
از كي بهونه ميگيري شباي بي ستاره
برگ ريزوناي پاييز كي چشم به رات نشسته؟
از جلو پات جمع ميكنه برگهاي زرد و خسته؟
كي منتظر ميمونه حتي شباي يلدا
تا خنده رو لبات بياد
شب برسه به فردا
كي از سرود بارون
قصه برات ميسازه
از عاشقي ميخونه
وقتي كه راه درازه
كي از ستاره بارون
چشماشو هم ميذاره
نكنه ستاره يي بياد
ياد تو رو نياره

نوشته شده توسط مهدی میرچی در چهارشنبه 6 تیر1386 ساعت 19:28 | لینک ثابت |


رفتي وبي تو

رفتي و بي تو دلم پر درده
پاييز قلبم ساكت و سرده
دل كه ميگفتم محرم بامن
كاشكي ميديدي بي تو چه كرده
اي كه به شبهام صبح سفيدي بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنجام رنگ اميدي بي تو اسيري در دامم من
با تو به هر غم سنگ صبورم
بي تو شكسته تاج غرورم
با تو يه چشمه چشمه اي روشن
بي تو يه جادم كه سوت و كورم
اي كه به شبهام صبح سفيدي بي تو كويري بي شامم من
اي كه به رنجام رنگ اميدي بي تو اسيري در دامم من
چشمه اشكم بي تو سرلبه

نوشته شده توسط مهدی میرچی در چهارشنبه 6 تیر1386 ساعت 19:27 | لینک ثابت |


بانوی آواز ایران (مهستی) پر كشید!...تسلیت به خانواده ی صبورش!....روحش شاد!

درگذشت بزرک بانوی موسیقی ایران را به همه عزیزان تسلیت میگویم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در چهارشنبه 6 تیر1386 ساعت 17:49 | لینک ثابت |


بنام اون کسی که میپرستی
تو رو دوست دارمت هر جا که هستی

نباشم زنده اون روز و ببينم
شکستی عهدی که با من تو بستی


منم و يه دل عاشق
توی غربت و تنهایی

شب من شب بی فرداست
تو يه نوری و رويایی

توی چشم تو میبینم
غم عشق و پشیمونی

بگو با یه دل عاشق
که میایی و میمونی


تو گفتی روی بال عشق سفر کردی
کبوتر های عاشق رو خبر کردی

نگفتی از من لیلای بی مجنون
چه دیدی که از من و عشقم حزر کردی

نگفتی از من لیلای بی مجنون
چه دیدی که از من و عشقم حزر کردی


لبالب از صداقتی
لبريز از محبتی

ناجی قلب عاشقم
تا مرز بی نهايتی

تو از کدوم قبله عشق
به ديدن من اومدی

با شعله کدوم نگاه
آتيش به جون من زدی

باور بکن تنها توئی بود و نبودم
بخاطر تو ميزنه نبض وجودم


تو گفتی روی بال عشق سفر کردی
کبوتر های عاشق رو خبر کردی

نگفتی از من لیلای بی مجنون
چه دیدی که از من و عشقم حزر کردی

نگفتی از من لیلای بی مجنون
چه دیدی که از من و عشقم حزر کردی


بنام اون کسی که میپرستی
تو رو دوست دارمت هر جا که هستی

نباشم زنده اون روز و ببينم
شکستی عهدی که با من تو بستی


منم و يه دل عاشق
توی غربت و تنهایی

شب من شب بی فرداست
تو يه نوری و رويایی

توی چشم تو میبینم
غم عشق و پشیمونی

بگو با یه دل عاشق
که میایی و میمونی

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 3 تیر1386 ساعت 17:53 | لینک ثابت |


كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا بمونم تا بپوسم
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا لب مرگو ببوسم
كمكم كن ، كمكم كن
عشق نفريني بي پروايي مي خواد
ماهي چشمه ي كهنه
هواي تازه ي دريايي مي خواد

دل من درياييه چشمه زندونه برام
چكه چكه هاي آب مرثيه خونه برام
تو رگام به جاي خون شعر سرخه رفتنه
تن به موندن نمي دم موندنم مرگ منه

عاشقم مثل مسافر عاشقم
عاشق رسيدن به انتها
عاشق بوي غريبانه ي كوچ
تو سپيده ي غريب جاده ها
من پر از وسوسه هاي رفتنم
رفتن و رسيدن و تازه شدن
توي يك سپيده ي طوسي سرد
مسخ يك عشق پر آوازه شدن



كمكم كن ، كمكم كن
نذار اين گمشده از پا در بياد
كمكم كن ، كمكم كن
خرمن رخوت من شعله مي خواد
كمكم كن ، كمكم كن
من و تو بايد به فردا برسيم
چشمه كوچيكه برامون
ما بايد بريم به دريا برسيم

دل ما درياييه چشمه زندونمونه
چكه چكه هاي آب مرثيه خونمونه
تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه
كمكم كن كه ديگه وقت راهي شدنه

نوشته شده توسط مهدی میرچی در یکشنبه 3 تیر1386 ساعت 17:50 | لینک ثابت |