تبليغاتX
تنها با تو

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش
همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش
در آوار همه آینه هاتکرار من باش
همین امشب کلید قفل این زندون تن باش
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان
ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو
ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو
تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای
پر سایه ای افتاده تر شو
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان
امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره
امشب همین ترانه هم نفس نفس دوستت داره
صدا صدا صدای من به وصعت یکی شدن
بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن
ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو
ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو
تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای
پر سایه ای افتاده تر شو
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 12:5 | لینک ثابت |


وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب
خاکستر میشه حریر مهتاب
از رفتنت من پر میشم از شب
شب دلهره شب اضطراب

وقتی تو نیستی دنیا شب میشه
شب از دل من شب تا همیشه
بی تو هر نفس تکرار ترسه
لحظه لحظه نیست نبض تشویشه

بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز

هیچکی عاشقت اینجور که منم
نبود و نشد لاف نمیزنم
من از تویی که بد کردی با من
گله میکنم دل نمیکنم

هیچکی عاشقت اینجور که منم
نبود و نشد لاف نمیزنم
من از تویی که بد کردی با من
گله میکنم دل نمیکنم

بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز

بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز

نوشته شده توسط مهدی میرچی در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 11:56 | لینک ثابت |


دل من دست بردار
دیگه بسه انتظار
دیگه هی اسمشو , تو به یاد من نیار
اون دیگه نمی یاد عمرتو هدر نکن
دل من دل من منو دربدر نکن

دل من دست بردار
دیگه بسه انتظار
دیگه هی اسمشو تو به یاد من نیار
اون دیگه نمی یاد عمرتو هدر نکن
دل من دل من منو دربدر نکن

دل من دیگه بسه آخه اون که میخوای تو دیگه نمی یاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
دل من اینجوری آخه تنها می مونی

دل من دیگه بسه آخه اون که میخوای تو دیگه نمی یاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
دل من اینجوری آخه تنها می مونی

دل من غم تو واسه من خیلی تلخه
میدونم تنهایی ، آخه تنهایی سخته
دل من اگه ما عشقو از سر نگیریم
یه روزی من و تو هر دو تنها می میریم

دل من دست بردار
دیگه بسه انتظار
دیگه هی اسمشو تو به یاد من نیار
اون دیگه نمی یاد عمرتو هدر نکن
دل من دل من منو دربدر نکن

دل من اون دیگه نمی یاد
بهتره عاشق بشی
باز دوباره من و تو

دل من دیگه بسه آخه اون که میخوای تو دیگه نمی یاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
دل من اینجوری آخه تنها می مونی

نوشته شده توسط مهدی میرچی در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 18:3 | لینک ثابت |

؟

?

يک بار خواب ديدن تو به تمام عمر مي ارزد

پس نگو روياي دور

فكر ميكردم آنقدر از نگاهم بيزار شده اي

كه دور دور رفته اي

اما دور شده بودي تا پا به پا شدنت را نبينم

و اشكهاي خداحافظي را

براي رسيدن به تو .. پا پيش گذاشتم

خودم را قسمت كردم .. تو را سهم تمام روياهايم كردم

انصاف نبود .. تو كه ميدانستي با چه اشتياقي

خودم را قسمت ميكنم .. پس چرا

زودتر از تكه تكه شدنم .. جوابم نكردي؟

براي خداحافظي .. خيلي دير بود .. خيلي دير !!

نوشته شده توسط مهدی میرچی در جمعه 9 شهریور1386 ساعت 16:52 | لینک ثابت |


باز این صدای خسته میخواد واست بخونه
میخواد واست بخونه یه شعر عاشقونه

تویی که میپرستم تا وقتی زنده هستم
به پای عهدوپیمون تا جون دارم نشستم

عزیز جونم تویی ، امید خونم تویی
دلیل اینکه میخوام عاشق بمونم تویی

دوستم داری من بیشتر...
خاطرخوامی من بیشتر...
تو جون سپردن به عشق خودت بگو کی بیشتر ؟
من بیشتر...

قلب تو پاک و ساده ست به وسعت دریا
اگه گذشته امروز توباش به فکر فردا

راهی شهر چشمات دیونه ي نگاتم
من عاشق اون همه دوست دارم گفتناتم

دوستم داری من بیشتر...
خاطرخوامی من بیشتر...
تو جون سپردن به عشق خودت بگو کی بیشتر ؟
من بیشتر...

نوشته شده توسط مهدی میرچی در پنجشنبه 8 شهریور1386 ساعت 14:3 | لینک ثابت |


مادر سلام صبحت بخیر
مادر شب و روزت بخیر
ای مادر برگ گلم
امروز و هر روزت بخیر
ای مادرم تاج سرم
از برگ گل نازکترم
تو لحظه های بیکسی
تنها تو بودی یاورم
تنها تو بودی یاورم

ای خسته تن شوریده حال
از غصه و فکر و خیال
دلواپس فردای من
از ارزوهای محال
مادر وجودت نعمته
عطر نفسهات برکته
عشقی که می گن عشق توست
بارون پاک رحمته

تامن یه روز بزرگ شم
چقدر لحظه شمردی
یه بار غصه می خوردم
هزار بار تو می مردی

تامن یه روز بزرگ شم
چقدر لحظه شمردی
یه بار غصه می خوردم
هزار بار تو می مردی


مادر سلام صبحت بخیر
مادر شب و روزت بخیر
ای مادر برگ گلم
امروز و هر روزت بخیر
ای مادرم تاج سرم
از برگ گل نازکترم
تو لحظه های بیکسی
تنها تو بودی یاورم
تنها تو بودی یاورم

نوشته شده توسط مهدی میرچی در پنجشنبه 8 شهریور1386 ساعت 14:1 | لینک ثابت |


زمانه هم چون گذریست
باید از این گذر گذشت
نه راه پیش دارد نه پس
باید از این سفر گذشت
قسمت ما دربه دری
سهم ما خوش باوری
توی راه زندگی سهم ما دربه دری
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت
قفسی با در باز
ترانه ای از لب ساز
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت

قصه شهر فرنگی دروغ بود
ستاره های آسمونش بی فروغ بود
قصه شهر فرنگی دروغ بود
ستاره های آسمونش بی فروغ بود
پیک که خوشبختی ما داره می یاد توسفره
چشمای عاشقو خیست منتظره من به دره
خیره بر دروازه شهر آشنای من
که از یک دریچه هم واسه من کوچکتره
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت

بوی خوش عطر خاک
دلای ساده و پاک
عشق رفتن به خونه
قصه ای شود غم ناک
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت
فکر راحت نفسی خوش
دل من می طلبت

نوشته شده توسط مهدی میرچی در پنجشنبه 8 شهریور1386 ساعت 13:56 | لینک ثابت |